v-love-f

متن مرتبط با «صبح هم ماجرای ساده ایست» در سایت v-love-f نوشته شده است

ماجرای ساده

  • نیلوبلاگ

    ماجرا خیلی ساده بود من فقط رفتم تا عطر بخرم آقای فروشنده بدون اینکه سوالی بپرسد رفت و شیشه ی عطری آورد. هنوز سلام هم نکرده بودم که یک ژست فرانسوی گرفت و گفت.. ce parfum est costume pour vous یعنی این عطر خیلی به شما می آید! بو کردم و دیدم بله همان قبلی ست. گفتم نه اشتباه میکنید این عطر اصلا به من نمی آید! لطفا عوضش کنید. شیرین باشد و خنک! با تعجب رفت و عطر دیگری آورد و بدون اینکه بو کنم گفتم همین خوب است. موقع رفتن گفت ببخشید: اما سلیقه ی همراهتون بهتر بود، عطر قبلی رو میگم. خندیدم و زدم بیرون. درست میگفت بنده ی خدا... اما آن عطر قبلی به من نه! به تو می آمد. به تو می آمد وقتی سرت...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    صبح ماجرای ساده ایست | صبح ماجرای ساده ای است | صبح هم ماجرای ساده ایست | ماجرای فیلم پذیرایی ساده |