بچه تَر كه بودم ،
شام غريبان ها
يه بسته شمع ميخريدم
و دونه به دونه روشن ميكردمشون
آرزوهايم تمامي نداشت و
گاهي دو ، سه شمع ديگر هم از مادرم
ميگرفتم !
اما امشب سياه پوش آرزوهايي هستم كه
خاطرات تلخِ من شدند
و اين بار فقط يك شمع روشن ميكنم
آن هم به نيت {تو}
شايد از انبوه اين خاكستر ها
روشن شوي !
#درنا_جعفري
برچسب:
نویسنده: علی مهدوی